تاريخ درسي، كه به همان اندازهٴ عبارات پطروس رواج يافت؛ و به دو تن سيسترسين: آلبركلروويي، كه مجموعهاي در روانشناسي تأليف كرد، و آلن ليلي. آلن در ميان اين سه تن بهترين بود؛ او منظومهاي دايرةالمعارفي نوشت، به نام رد كلوديانوس، و آثار ديگري به شعر لاتيني؛ وي بيشتر انسانگرا بود تا فيلسوف. ولي از نظر انسانگرايي شخصيتي قابل قياس با جان ساليسبوري بهشمار ميرفت. او هم مانند جان داراي علاقههاي اصيل علمي، و حتي داراي قدرت ارزيابي حقايق علمي بود.
غير از مترجمان، برجستهترين گروه فيلسوفان مسيحي، انگليسي بودند. اين گروه شامل چهار نفر است، كه هر چهار تن ممتاز و يكي واقعاً بزرگ است. شايد بهتر است از آخري شروع كنيم، يعني جان ساليسبوري اسقف شارتر. او از فاضلترين مردان عصر خويش بود، و هر چند منحصراً معلومات لاتيني داشت، كتابهاي لاتيني كه در دسترسش قرار ميگرفت براي كسب مجموعهاي از معلومات عالي كافي بود. از آن نظر، او فرد تحصيلكردهاي بود؛ وي در پيشاپيش معرفت قرار نداشت، ولي انسانگرايي واقعي بود. ايزاك استلايي رسالهٴ مستقلي دربارهٴ روانشناسي افلاطون و اوگوستيني نوشت. دانيل مورلي رسالهاي راجع به فلسفهٴ اخترگويي تأليف كرد؛ و الكساندر نكام به تدوين دايرةالمعارف عامهفهم اندرباب طبيعت اشيا پرداخت.
توجه داشته باشيد كه همهٴ اينان تحصيلكرده يا مقيم فرانسه بودند. دانيل مورلي حتي در طليطله بوده است، بههمين سبب از يافتن آثار نفوذ عربي در رسالهاش تعجب نميكنيم؛ موضوع مورد علاقهاش اين را ايجاب ميكرد، و او در پيِ آدلارد باثي قدم برميداشت. ولي مهمتر از آن ايزاك است كه در يك صومعهٴ سيسترسيني پواتو زندگي ميكرد، و اين صومعه هم در سايهٴ گونديسالوو درخشش تازهاي يافته بود. بدينترتيب، معلومات عربي تدريجاً در غرب مستقر ميشد.
كاميابيهاي آلمانيان، گرچه از ايتالياييان و انگليسيان كمتر بود، اصالت بيشتري داشت. اين عصر، شاهد تولد لوسيداريوس، يعني نخستين دايرةالمعارفي بود كه به آلماني نوشته شد.
لوسيداريوس نهفقط در آلمان، بلكه در اسكانديناوي و بوهميا هم، از موفقيت زيادي برخوردار شد. برجستهترين متفكر آلماني دو زن، يعني دو راهبه بودند: هيلگاردبينگني و هراد لاندسبرگي.
شايد رويهمرفته هيلدگارد اصيلترين شخصيت تمام مغربزمين بود. آثار كلامي و علمي او بهلاتيني نوشته شده، ولي حاوي واژههاي آلماني است. جهانبيني كلي او عرفاني بود، ولي اين مانع نميشد تا در جزئيات داراي علايق علمي باشد و آنها را هر چه بهتر توصيف كند. هراد، رئيس صومعهٴ زنان تارك دنيا در كوه سنت اوديل، در سطح فروتري كار ميكرد. با اين حال، براي استفادهٴ راهبهها، دايرةالمعارف عامهفهمي تدوين كرد كه از نظر شمايلنگاري داراي ارزش ويژهاي است.